Chat
Kia ... جذابترين
چت روم براي دختر پسراي ايروني از هر نقطه ي جهان 
چنانچه بعد از دو دقيقه جاي خالي اسم نمايان نشد سيستم شما فاقد
برنامه ي جاوا مي باشد. در اين صورت بر اينجا کليک کنيد
بعد
از اينکه جاوا رو دانلود کردين سيستمتون رو ري استارت کنيد و به من و دوستام توي چت
کيا ملحق بشيد
محل ورود
کاربران عادي
محل ورود كاربران عضو 
گر می نخوری طعنه مزن مستان را
بنياد مکن تو حيله و دستان را
تو غره بدان مشو که می نخوری
صد لقمه خوری که می غلامست آن را
غم عشقت بيابون پرورم كرد
هواي بخت بي بالو پرم كرد
بمو گفتي صبوري كن صبوري
صبوري طرفه خاكي بر سرم كرد
تا خاک مرا به قالب آمیخته اند
بس فتنه که از خاک بر انگيخته اند
من بهتر از اين نمی توانم بودن
کز بوته مرا چنين برون ريخته اند
ای دل تو به ادراک معنا نرسی
در نکته زیرکان دانا نرسی
امروز ز می و جام بهشتی می ساز
کانجا که بهشت است رسی یا نرسی
امشب ز غمت میان خون خواهم خفت
وزبسترِ عافیت برون خواهم خفت
باور نکنی خیال خود را بفرست
تا در نگرد که بی تو چون خواهم خفت
نه یادم می کنی نه می روی یاد
به نیکی باد یادت ای پریزاد
عجب نبود کنی فایز فراموش
فراموشی است رسم آدمیزاد
سحرگه برگ گل تر شد ز شبنم
نسيم آهسته زلفش ريخت بر هم
بياور عطر زلفش سوي فايز
مرا فارغ کن از غم هاي عالم
نوشته شده توسط f.t در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388 ساعت 18:46 موضوع | لینک ثابت
صفاي اشك آهم داده اين عشق
دل دور از گنا هم داده اين عشق
دو چشمونت يه شب آتش به جون زد
خيال كردم پناهم داده اين عشق
چون غنچه ء گل قرا به پرداز شود
نرگس به هواى مى قدح ساز شود
فارغ دل آن كسى كه ماند حباب
هم در سر میخانه سر انداز شود
آن کیست که بیجرم و گنه زیست؟ بگو بیجرم و گناه در جهان کیست؟ بگو
من بد کنم و تو بد مکافات کنی پس فرق میان من تو چیست؟ بگو
چنان عاشق چنان ديوونه حالم
که مي خوام از تو و از دل بنالم
هنوزم با همين ديوونه حاليم
يه رنگم، صادقم، صافم، زلالم
ای مایهی اصل شادمانی غم تو
خوشتر ز حیات جاودانی غم تو
از حسن تو رازها به گوش دل من
گوید به زبان بیزبانی غم تو
بي تو گلشن چو زندونه به چشمم
گلستون آذر ستون به چشمم
بي تو آرام و عمر زندگاني
همه خواب پريشونه به چشمم
بابا طاهر
غم عشقت ز گنج رایگان به
وصال تو ز عمر جاودان به
کفی از خاک کویت در حقیقت
خدا دونه که از ملک جهان به
وقت سحر است خيز تواي مايه ناز
نر مك نرمك باده خورو چنگ نواز
كانان كه به جايند نپايند بسي
وآنان كه شدند كس نمي آيد باز
خيام
گر بر فلکم دست بدی چون یزدان
برداشتمی من این فلک را ز میان
از نو فلکی دگر چنان ساختمی
کازاده بکام دل رسیدی آسان
خيام
اگر خواهم غم دل با تو گویم جا نمی یابم
اگر جایی پیدا کنم تو را تنها نمی یابم
اگر جایی کنم پیدا تو را تنها یابم
ز شادی دست و پا گم می کنم خود را نمی یابم
جهان بیوفا زندان ما بی
گل غم قسمت دامان ما بی
غم یعقوب و محنتهای ایوب
همه گویا نصیب جان ما بی
بابا طاهر
دلی دارم در آتش خانه کرده
میان شعله ها کاشانه کرده
دلی دارم که از شوق وصالت
وجودم را زغم ویرانه کرده
جز نقش تو در نظر نیامد ما را
جز کوی تو رهگذر نیامد ما را
خواب ارچه خوش آمد همه را در عهدت
حقا که به چشم در نیامد ما را
حافظ
زخون دل به نعشت گل فشانم
کنار جسم مجروحت بمانم
زخون حنجرت گیرم وضویی
به زخم پیکرت قرآن بخوانم
نوشته شده توسط f.t در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388 ساعت 18:25 موضوع | لینک ثابت
عاشقم عاشقه هر چی بچه عشیقیه
تموم آبی ها دوستتون دارم
عاشقتونم مییییییییییییمیرم واستون

نوشته شده توسط f.t در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388 ساعت 18:4 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY