Chat
Kia ... جذابترين
چت روم براي دختر پسراي ايروني از هر نقطه ي جهان 
چنانچه بعد از دو دقيقه جاي خالي اسم نمايان نشد سيستم شما فاقد
برنامه ي جاوا مي باشد. در اين صورت بر اينجا کليک کنيد
بعد
از اينکه جاوا رو دانلود کردين سيستمتون رو ري استارت کنيد و به من و دوستام توي چت
کيا ملحق بشيد
محل ورود
کاربران عادي
محل ورود كاربران عضو 
.jpg)
(1)
در برابر بی کرانی سکن
جنبش کوچک گلبرگ
به پروانه ئی ماننده بود
زمان با گام شتا بنک بر خواست
و در سرگردانی
یله شد
در باغستان خشک
معجزه وصل
بهاری کرد
سراب عطشان
برکه ئی صافی شد
و گنجشکان دست آموز بوسه
شادی را
در خشکسار باغ
به رقص در آوردند
(2)
اینک چشمی بی دریغ
که فانوس را اشکش
شور بختی مردمی را که تنها بودم وتاریک
لبخند می زند
آنک منم که سرگردانی هایم را همه
تا بدین قله جل جتا
پیموده ام
آنک منم
میخ صلیب از کف دستان به دندان برکنده
آنک منم
پا بر صلیب باژگون نهاده
با قامتی به بلندی فریاد
(3)
در سرزمین حسرت معجزهای فرود آ مد
[ واین خود معجزه ئی دیگر گونه بود ]
فریاد کردم،:
«- ای مسافر!
با من از زنجیریان بخت که چنان سهمنک دوست می داشتم
این مایه ستیزه چرا رفت؟
با ایشان چه می باید کرد؟»
«- بر ایشان مگیر!»
چنین گفت و چنین کردم
لایه تیره فرو نشست
آبگیر کدر
صافی شد
و سنگریزه های زمزمه
در ژرفای زلال
درخشید
دندانهای خشم
به لبخندی
زیبا شد
رنج دیرینه
همه کینه هایش را
خندید
پای آبله در چمنزار آفتاب
فرود آمد
بی آنکه از شب نا آشتی
داغ سیاهی بر جگر نهاده باشم
(4)
نه!
هرگز شب را باور نکردم
چرا که
در فراسوهای دهلیزش
به امید دریچه ئی
دل بسته بودم
(5)
شکوهی در جانم تنوره می کشد
گوئی از پاک ترین هوای کوهستان
لبالب
قدحی در کشیده ام
در فرصت میان ستاره ها
شلنگ انداز
رقصی میکنم-
دیوانه
به تماشای من بیا!
نوشته شده توسط f.t در دوشنبه چهارم خرداد 1388 ساعت 12:20 موضوع | لینک ثابت
نیمه شب بود و غمي تازه نفس
ره خـوابــم زد و مـــانــدم بــيــدار
ســايـــه دسـتــه گلـي بـــر ديـوار
چهرهاي سرد و غم انگيز و سياه
سايـهاي مـضـطـرب و لــرزان بود
گــويـيـا مــرده ء سـرگــردان بـــود
شمع خاموش شد از تـنـدي بـاد
كس نپرسيد كجا رفت ؟؟؟ كه بود ؟؟؟
اثــر از ســايــه بـــر ديــوار نـمــانـد
كــه دمـي چـنـد در ايـنـجا گذرانـد
ايــن منـم خستـه درين كلبه تنگ
مــن اگــر سايــه ء خـويـشم يـا رب
جسم درماندهام از روح جـداست
روح آواره مـن كـيـست ؟؟؟ كجاست ؟؟؟؟
نوشته شده توسط f.t در دوشنبه چهارم خرداد 1388 ساعت 12:19 موضوع | لینک ثابت

چون زلف تو ام جانا در عین پریشانی
چون باد سحرگاهم در بی سر و سامانی
من خاکم و من گردم من اشکم و من دردم
تو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانی
خواهم که ترا در بر بنشانم و بنشینم
تا آتش جانم را بنشینی و بنشانی
ای شاهد افلاکی در مستی و در پاکی
من چشم ترا مانم تو اشک مرا مانی
در سینه سوزانم مستوری و مهجوری
در دیده بیدارم پیدایی و پنهانی
من زمزمه عودم تو زمزمه پردازی
من سلسله موجم تو سلسله جنبانی
از آتش سودایت دارم من و دارد دل
داغی که نمی بینی دردی که نمی دانی
دل با من و جان بی تو نسپاری و بسپارم
کام از تو و تاب از من نستانم و بستانی
ای چشم رهی سویت کو چشم رهی جویت ؟
روی از من سر گردان شاید که نگردانی
نوشته شده توسط f.t در دوشنبه چهارم خرداد 1388 ساعت 12:18 موضوع | لینک ثابت

در نوازشهای باد
در گل لبخند دهقانان شاد
در سرود نرم رود
خون گرم زندگی جوشیده بود
نوشخند مهر آب
آبشار آفتاب
در صفای دشت من کوشیده بود
شبنم آن دشت از پکیزگی
گوییا خورشید را نوشیده بود
روزگاران گشت و گشت
داغ بر دل دارم از این سرگذشت
داغ بر دل دارم از مردان دشت
یاد باد آن خوشنوا آواز دهقان شاد
یاد باد آن دلنشین آهنگ رود
یاد باد آن مهربانی های باد
یاد باد آن روزگاران یاد باد
دشت با اندوه تلخ خویش تنها مانده است
زانهمه سرسبزی و شور و نشاط
سنگلاخی سرد بر جا مانده است
آسمان از ابر غم پوشیده است
چشمه سار لاله ها خوشیده است
جای گندم های سبز
جای دهقانان شاد
خارهای جانگزا جوشیده است
بانگ بر میدارم از دل
خون چکید از شاخ گل باغ و بهاران را چه شد
دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد
سرد و سنگین کوه می گوید جواب
خاک خون نوشیده است 
سر خود را مزن اینگونه به سنگ
دل دیوانه تنها دل تنگ
منشین در پس این بهت گران
مدران جامه جان را مدران
مکن ای خسته درین بغض درنگ
دل دیوانه تنها دلتنگ
پیش این سنگدلان قدر دل و سنگ یکی است
قیل و قال زغن و بانگ شباهنگ یکی است
دیدی آن را که تو خواندی به جهان یارترین
سینه را ساختی از عشقش سرشارترین
آنکه می گفت منم بهر تو غمخوارترین
چه دلآزارترین شد چه دلآزارترین
نه همین سردی و بیگانگی از حد گذراند
نه همین در غمت اینگونه نشاند
با تو چون دشمن دارد سر جنگ
دل دیوانه تنها دل تنگ
ناله از درد مکن
آتشی را که در آن زیسته ای سرد مکن
با غمش باز بمان
سرخ رو با ش ازین عشق و سرافراز بمان
راه عشق است که همواره شود از خون رنگ
دل دیوانه تنها دل تنگ
نوشته شده توسط f.t در دوشنبه چهارم خرداد 1388 ساعت 12:17 موضوع | لینک ثابت

عشـق یعنـی هـمون سـلام اول
عـشق یعنـی مـایه قـوت قـلـب
عشق یعنی انفجار احساسات
عشق یعنی کم کردن فاصله ها
عشق یعنی کلید یک رابطه ای محکم
عشق یعنی در موفقیت هم شریک بودن
عشق یعنی کاری کنی که راحت پیدات کنه
عشق یعنی مثل اشرف زاده ها باهاش رفتار کنی
عشق یعنی کسی رو داشته باشی که ازت محافظت کنه
عشق یعنی وقتی باهاش قرار داری به خودت برسی
عشق یعنی یک عالمه حرف رو با یه اشاره گفتن
عشق یعنی هولش بدی تو یک مسیر درست
عشق یعنی یه بازی که تمومی نداره
عشق یعنی از هیکلش تعریف کنی
عشق یعنی من وتو ما میشویم
عشق یعنی حرفشو باور کنی
عشـق یـعنی جادوش کنی

نوشته شده توسط f.t در دوشنبه چهارم خرداد 1388 ساعت 12:16 موضوع | لینک ثابت
![]()
![]()
سلام علیکم![]()
![]()
![]()
برخي خانم ها مثل چي هستند ؟![]()
خانم ها مثل راديو هستند:
هر چي مي خواهند مي گويند ولي هر چه بگويي نمي شنوند.
خانم ها مثل شبکه اينترنت هستند:
از هر موضوعي يک فايل اطلاعاتي دارند.
خانم ها مثل چسب دوقلو هستند:
اگر دستشان با گوشي تلفن مخلوط شد., ديگر بايد سيم را بريد
خانم ها مثل موتور گازي هستند:
پر سر و صدا. , کم سرعت , کم طاقت
خانم ها مثل رعد و برق هستند:
اول برق چشمهاشون مي رسه. , بعد رعد صداشون
خانم ها مثل ليمو شيرين هستند:
اول شيرين و بعد تلخ مي شوند.
خانم ها مثل موبايل هستند:
هر وقت کاري مهم پيش مي آيد در دسترس نيستند.
خانم ها مثل گچ هستند:
اگر چند دقيقه مدارا کنيد آنچنان سخت مي شوند که هيچ شکلي نمي گيرند.
خانم ها مثل کنتور برق هستند:
هر از چند سالي يکبار سن آنها صفر مي شود.
خانم مثل فلزياب هستند:
هرگاه از نزديکي طلافروشي رد مي شوند عکس العمل نشان مي دهند.
اینم برای اینکه این جوندارارو بهتر بشناسین تا ازشون زود تر دور بشین.
خدانگهدار...![]()
نوشته شده توسط f.t در دوشنبه چهارم خرداد 1388 ساعت 12:13 موضوع | لینک ثابت
استفاده از این کنترول واقعا جواب میده قیمت پایه گرفتن حال ۱۰ دختر

نوشته شده توسط f.t در دوشنبه چهارم خرداد 1388 ساعت 12:9 موضوع | لینک ثابت
نمی خوام زیاد حرف بزنم فقط یه توضیح کوچیک بدم اونم اینه این یه معادله ی ساده هست که اثبات میکنه دختر ها در این جهان مزاحم هستن و باید نباشن.
فرهنگ لغت:
girls =
دخترtime =
زمانmoney =
پولevil =
مزاحم
نوشته شده توسط f.t در دوشنبه چهارم خرداد 1388 ساعت 12:7 موضوع | لینک ثابت
هر جونداري كه وجود داره براي خودش يه زبون خاصي داره كه با زبون ما آدمها يه ذره يا بيشتر فرق ميكنه حالا من براي شماها حرف هاي جونوراي نسل سومي هارو (زن ها) ترجمه كردم و براي شما گذاشتم حتما بخونيد حالا اگه حرفي زدن كه شما نفهميديد بگيد من براتون ترجمه كنم...

نوشته شده توسط f.t در دوشنبه چهارم خرداد 1388 ساعت 12:5 موضوع | لینک ثابت



بقیشم میزارم الان وقت ندارم
نوشته شده توسط f.t در دوشنبه چهارم خرداد 1388 ساعت 12:3 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY